برای ایجاد رفتار مناسب در دانشآموزان از دو دسته عوامل جهت دهنده و بازدارنده استفاده میشود. منظور از عوامل جهتدهنده آنهایی هستند که برای دانشآموز تایید کننده مثبت است و عوامل بازدارنده آنهایی هستند که نقش کنترل و ترمز دارند و سبب میشود دانشآموز از آن عمل دست بردارد. اولی را در قالب کلی تشویق ودومی رادر کتب تربیتی در قالب کلی تنبیه مورد بحث قرار میدهند.
از نظر تربیت مخصوصا بر اساس بینش اسلامی ضروری است مربی از هر دو عامل جهت دهنده و بازدارنده استفاده کند. عدم تشویق و تایید افراد چه کوچک و چه بزرگ سبب آن خواهد شد که فرد تدریجا نسبت به آن عمل بیتفاوت شود و واکنش و موضعی در برابر رخدادها و اتفاقات پیرامون خود نداشته باشد و همینطور عدم استفاده از تنبیه موجب میشود که فرد به عمل ناروای خود ادامه دهد و این امر نه تنها به زیان او بلکه به زیان همه افرادی است که به نحوی با او در ارتباط خواهند بود.
● تشویق؛ درست و بهموقع.
اعتقاد بر این است که اگر تشویق به گونهای درست و اندیشمندانه و به موقع و متناسب صورت گیرد عاملی موثر بر سازندگی و جهتدهی دانشآموز خواهد بود و کشش و جذبهای در او ایجاد میکند که به ادامه سیر در جهت مقصدی که ما برای او تعیین کردهایم پرداخته و رفتار ناهنجار خود را ترک میکند. تشویق در پیشرفت تحصیلی و حتی رشد اخلاقی دانشآموز بسیار موثر است. در امر یادگیری و آموزش تشویق عامل محرک اساسی مثبت در فراگیری دانشآموز به حساب میآید. تجربههای معلمان و مربیان نشان میدهد که دانشآموزانی که در کلاس و مدرسه به خاطر تلاش در درس و پیشرفت تحصیلی مورد تشویق قرار میگیرند بیش از افراد دیگر به فراگیری توجه نشان میدهند و موفقترند.
● تشویق شخصیت میسازد.
تشویق درفرم دادن شخصیت و سازندگی آن و جهتدهی و هدایت رفتار کودک نیزنقشی مهم و اساسی دارد. از طریق آن میتوان رفتار مثبتی را در دانشآموز پدید آورد و آن را در او تثبیت کرد و یادر سایر ملاحظات ناشی از آن میتوان ریشه رفتار و عملکرد ناروایی را در دانشآموز خشکاند. هنگامی که شما فرد را به کاری تشویق میکنید در حقیقت به او میگویید راه درستی را در پیش گرفته و ادامه آن راه به صلاح و مصلحت اوست و شما از آن راضی هستید. اصل اساسی در تشویق تحریک درست عاطفی یا توجه او به آموزههای معنوی است تا وسیله و سببی باشد برای تحقق اعمال و رفتار مثبت افراد و یا دلیلی باشد که دانشآموز را وادار و اقناع کند که دست از اعمال ناروا کشیده و به سوی کار درست میل پیدا کند.
● چگونه تشویق کنیم؟
اما چه کنیم که دانشآموز در درون خود احساس شوق کند و در باطن خویش خشنود باشد که فلان عمل خوب را انجام داده است؟
انجام شیوههای زیر میتواند راهگشا باشد:
۱) گفتن کلمات محبتآمیز: منظور کلماتی است که جنبه مهر و علاقهمندی فرد و دیدگاه احترامی مربی را به دانشآموز نشان دهد، کلماتی مثل عزیزم، فرزندم، دخترم، پسرم.
۲) معرفی عمل مثبت در حضور جمع: در خانه یا مدرسه، نزد برادر و خواهر و یا نزد دانشآموزان کلاس فردی را که عمل خوبی انجام داده معرفی کنیم و عمل او را مورد ستایش قرار دهیم. این روش برای همه دانشآموزان در همه سنین و مخصوصا برای نوجوانان بسیار موثر است. در این خصوص باید برای دیگران توضیح داد که چرا عمل او مورد تقدیر قرار گرفته است.
۳) سپردن مسئولیت: گاهی در مدرسه معلم و مربی و در خانه والدین برای تشویق دانشآموز میتوانند مسئولیت مورد علاقهای را به او بسپارند، به او تفهیم کنند که به خاطر احترام به او و دیدن عرضه و لیاقت او حاضر شدهاند این مسئولیت را به او واگذار کنند.
۴) معرفی و ارایه آثار: ممکن است دانشآموز عمل پسندیدهای چون نوشتن مشق به خط زیبا را انجام داده، نقاشی زیبایی کرده، وسیله خوب و قشنگی ساخته و هنری در خطاطی به کار برده باشد. معرفی این اثر به دانشآموزان دیگر و یا امضا و نمره دادن و نصب در برد یا دیوار مدرسه موجب میشود تا همه دانشآموزان آن را ببینند و وی مورد تشویق قرار گیرد.
۵) شیوههای دیگر: شیوههای دیگری هم برای تشویق دانشآموزان وجود دارد مانند برگزاری اردو، چاپ عکس در روزنامه، دادن فرصت اظهارنظر به دانشآموز، لبخند رضایتآمیز، هر کدام از این روشها از ساده تا پیچیده در جای خود و به تناسب و در شرایط خاص به دانشآموز در انتخاب راه درست کمک میکند.
● تنبیه یعنی آگاه کردن.
تنبیه در لغت به معنای آگاه کردن و در اصطلاح تربیت نوعی تحریک عاطفی از غیر راه مهرورزی و گاهی با خشونت و امر مقابل تشویق است. از نظر تربیتی تنبیه وسیلهای حساس و خطرناک است که باید سعی شود تا حتیالامکان آن را به کار نگیرند مگر آنکه دانشآموز در مسیر لغزش باشد و شیوهای جز این شیوه در اختیار نباشد.
جهت اصلاح رفتار باید به دنبال جانشینهای موثر برای تنبیه گشت. تنبیه دانشآموز را دچار خشم میکند و او را آموزشناپذیر میسازد و جنگ و خصومت در او ریشه میدواند. دانشآموز چون از خشم لبریز میشود و در گرداب غرضورزی و لجاجت فرو میرود دیگر فرصت تمرکز ذهنی برای درس خواندن ندارد. در اصلاح رفتار هر آنچه نفرتزاست باید کنار گذاشته شود و آنچه عزت نفس به وجود میآورد باید رواج پیدا کند و در سرزمین درون دانشآموزان معدنهایی وجود داردکه هر آن ممکن است به سبب بیدقتی در عمل منفجر شود. اظهار نظر توهینآمیز میتواند انفجار روانی پدید آورد.
در اصلاح رفتار بخشش و سخاوت معلم است که مهم به شمار میآید نه رقت او، قدرت رسمی معلم زمانی افزایش مییابد که بتواند به شیوه مناسب از تشویق و تنبیه بهره گیرد. تنبیه ممکن است بعضی از رفتارهای نادرست را کاهش دهد ولی تجربه نشان داده که پس از حذف آن، دانشآموز دوباره رفتار ناپسند خود را ظاهر میسازد.
● اصلاح رفتار مثل جراحی است .
اصلاح رفتار مانند جراحی است، به همین دلیل مستلزم دقت و برنامهریزی است و اظهارنظرها نباید بدون نتیجه و حذف باشد و گذشته از این معلم باید خود الگوی مناسب و شایستهای از خود نشان دهد. کجخلقی و خشم و غضب را باید کنار بگذارد. بهترین سلاح معلم برای تغییر رفتار دانشآموز این است که با دلی آکنده از صفا و یکرنگی و عاری از خشونت به تربیت کودکان و دانشآموزان بپردازد.
● ۵ نقطهضعف تنبیه .
▪ شکستن شخصیت: تنبیهات چه به صورت جسمی و چه روانی از قبیل سرزنش و عتاب شخصیت افراد را خرد میکند و دانشآموز را تدریجا به سوی انزوا میکشاند.
▪ پیدایش ترس و اضطراب در دانشآموز
▪ بدآموزی در رفتار با دیگران به خصوص افراد ضعیف
▪ تقویت و رشد روحیه تسلیم و بردگی
▪ ایجاد جسا ت در ارتکاب جرم و بزهکاری
●تشويق و تنبيه در آيينه قرآن کريم .
قرآن کريم پر است از بشارت و انذار، ولي در تربيت اسلامي بر تشويق بيش از تنبيه تاکيد شده است. خداوند مي فرمايد:
"ما حقايق قرآن را سهل و آسان به زبان تو آورديم تا اهل تقوا را بشارت دهي و معاندان لجوج را بترساني."
يا:"اي پيامبر! به کساني که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، بشارت بده که جايگاه آنان در قيامت، باغستان هايي است که نهرهاي آب در آن جاري است." چنانچه مي بينيم در منطق قرآني، تشويق و امر به معروف و نيکي و بشارت به تحقق وعده الهي بر تنبيه و عذاب مقدم است.
●تشويق و تنبيه در مکتب مولانا .
تشويق، حس خودپسندي وحب ذات انسان را اقناع مي کند. نکوهش و ناسپاسي، شخصيت انسان را تحقير مي نمايد. وجود تشويق و تنبيه براي پرورش و تربيت انسانها امري ضروري است.
مکتب انسان ساز اسلام و آموزه هاي ائمه بر اين ويژگي ها تاکيد مي کند.
همچنين در بين متفکران اسلامي نيز چهره هايي که به تبيين ويژگي هاي تربيت اسلامي بپردازند کم نبوده اند و از جمله آنها مولاناست.
"مولوي" اساس تعليم و تربيت را بر شيوه تشويق و محبت گذارده و در موارد بسياري از نقش تعيين کننده محبت سخن به ميان آورده است:
از محبت، دردها صافي شود از محبت، دردها شافي شود
از محبت، مرده زنده مي کنند از محبت، شاه بنده مي کنند
تشويق، همچون آب لطيف و گوارا به هر جا که مي رسد، به شکفتن و شکوفايي مدد مي رساند. غم و اندوه و تنبيه، همچون سيلاب سياه و مردابي فرو خورنده، هر نهالي را در خود پژمرده مي سازد. آن کس که با آداب تربيت تشويق، پرورش مي يابد، جهان هستي را طربناک مي بيند و با انديشه طربناک خود همه جهان هستي را در جنبش و جوشش مي بيند. تشويق شاگرد، خلاقيت را به ارمغان مي آورد و نوآوري، نوانديشي و نوبيني جهان را به دنبال دارد.
"مولوي" تنبيه را نيز يکي از روش هاي موثر تربيت دانسته و حتي تنبيه بدني را نيز جايز مي شمارد. در مقام جواز تنبيه بدني اين نکته را ذکر کرده است که معلم، امين و نايب حق است و هرگز به منظور انتقام جويي و نفع شخصي، شاگرد را تنبيه نمي کند، بلکه فقط براي اصلاح و تربيت او چنين اقدامي مي کند.
●سعدي چه مي سرايد؟
"سعدي" با الهام از رافت اسلامي اصل را بر تشويق مي نهد، در صورتي که موثر واقع نشد، تنبيه را روا مي داند:
بسا روزگارا که سختي برد پسر، چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهيزکارش برآر گرش دوست داري بنازش مدار
به خردي درش زجر و تعليم کن به نيک و بدش وعده و بيم کن
نوآموز را ذکر و تحسين و زه ز توبيخ و تهديد استاد به
●ديدگاه بزرگان ايران زمين و دنيا .
با عنايت به اينکه اين مبحث - تشويق و تنبيه - از مباحث و روش هاي مفيد و موثر تربيت مي باشد، جالب اين است که ذهنيت متکي بر تنبيه بدني که امروز در برخي مدارس رد پاي آن را مي بينيم، برآمده از همين انديشه قديمي و منسوخ است که در راه تربيت حتي زدن نوآموز رواست. نظر روان شناسان غربي و دانشمندان و شعرا و نويسندگان تعليم و تربيت اسلامي به اجمال آورده مي شود: "عنصرالمعالي" بهره گيري از تشويق و تنبيه را علم آموزي و تربيت، لازم مي داند و مي نويسد: "هر هنري و فضلي روزي به کار آيد، پس در فضل و هنر آموختن تقصير نبايد کردن و در هر علمي که مر او را آموزي، اگر معلمان از بهر تعليم مر او را بزنند، شفقت مبر، بگذار تا بزنندکه کودک علم و ادب و هنر به چوب آموزد نه به طبع خويش."
"خواجه نصيرالدين طوسي" درباره تنبيه بدني بر اين باور است که: "به هر خلقي نيک که از کودک صادر شود، او را مدح بايد کرد و بر خلاف آن در توبيخ اول عمل قبح او را تغافل منسوب کنند تا بر انجامش اقدام ننمايد و اگر برخود پوشيده دارد، برو پوشيده دارند و اگر معاودت کند در سر او را توبيخ کنند و چون معلم در اثناي تاديب ضربي به تقديم رساند از فرياد و شفاعت خواستن حذر فرمايند، چه آن فعل مماليک و ضعفا بود و ضرب اول که بايد اندک بود و نيک معلم، تا از آن اعتبار گيرد و بر معاودت دليري نکند. به عبارت ديگر او نيز تنبيه را جايز مي داند منتها تا حدي که تن ها باعث تنبيه شود و هرگز از سرکين ورزي و شقاوت نباشد.
●یک تجربه ی جالب در کشور انگلستان.
قوانين جديدي که در انگلستان براي مبارزه با دانش آموزان خاطي به تصويب رسيده، تکيه بر خانواده و نقش بازدارنده و تاثيرگذار اين نهاد مقدس است.
در اين حالت دولت معتقد است که اولياي دانش آموزان خاطي بايد پاسخگوي رفتار و کردار آن ها باشند و مسئوليت رفتار زشت و زننده آن ها را در مدارس بپذيرند. براساس اين قانون اولياي دانش آموزان خاطي جريمه ی نقدي مي شوند و موظف مي شوند رفتار دانش آموز خود را در مدرسه تحت کنترل درآورند. براساس گزارشي که سايت بي.بي.سي به تازگي در اين باره منتشر کرده، مسئولان مدرسه حق دارند والدين دانش آموزي را که به دلايل اخلاقي و درسي با هنجارهاي مدرسه هماهنگ نيست وموجب رنجش دبيران ياديگردانش آموزان مي شود، جريمه نقدي کنند و تا زماني که اين جريمه از طرف آن ها پرداخت نشود، مدرسه حق دارد دانش آموز خاطي را در کلاس و محيط مدرسه نپذيرد.
هدف مسئولان آموزش انگلستان از به کارگيري اين قوانين سختگيرانه، مبارزه جدي با دانش آموزان خاطي و بالا بردن کيفيت رفتاري نسل جديد در مدارس است; موضوعي که به گفته سر آلن استير، مسئول کميته بررسي وضعيت دانش آموزان خاطي در مدارس انگليس همين حالا هم بسيار دير شده است.
او مي گويد: متأسفانه برخلاف آنچه تصور مي شود، مدرسه براي بسياري از دانش آموزان بستري بسيار مناسب و امن براي انجام کارهاي ناشايست شده است. آن ها در مدارس آزادي هايي دارند که در هيچ کجاي ديگر در سراسر زندگي شان هم نمي توانند بيابند.
او مي افزايد: اين موضوع براي همه ما روشن است که رفتار ناشايست و تحمل ناپذير برخي دانش آموزان زندگي را براي معلمان ما سخت و در برخي مواقع مختل کرده است و نيز صدمات جدي به سطح يادگيري و ادامه تحصيل ساير دانش آموزان زده است.
سر آلن استير در ادامه با اشاره به قوانين جديد مي گويد: اين قوانين سبب مي شود تا مدرسه و دبيران در برابر اين دانش آموزان خاطي قدرتي پيدا کنند.
اين قوانين به آن ها اطمينان قلب مي دهد که مي توانند از خود دفاع کنند و به دانش آموزان و والدين آنها پيامي صريح و روشن دهند که آن ها نيز مقابل رفتارهاي خود مسئوليت پذير باشند.
بدون شک وقتي در کشورهايي چون انگلستان که در اجراي قوانين سختگيرانه به نفع دانش آموزان، يد طویلی دارند چنين قوانيني به تصويب مي رسد از اين حقيقت پرده برداشته مي شود که نبود قدرت بازدارنده در برابر دانش آموزان خاطي در مدارس نه تنها به روح و جسم دبيران و زحمتکشان آموزش و پرورش لطمه وارد مي کند، بلکه به کيفيت يادگيري ديگر دانش آموزان نيز آسيب مي رساند. مقوله حساس و ظريف آموختن و ياد دادن از دغدغه هاي مهم و در عين حال، زيباي هر انسان در مسير زندگي اوست.
دست يافتن ما به کمال مطلوب اين دغدغه، زماني خواهد بود که دانش دوستي و دانش خواهي فرزندان اين آب و خاک را شاهد باشيم.
به عبارت ديگر مشاهده کنيم که دانش آموز ازحضور درکلاس و درس خواندن لذت و سود مي برد.
يکي از راه هاي درست و اصولي رساندن فرزندانمان به چنين آرمان شهري سرشار از آگاهي و دانايي و در واقع، شناخت مستقيم و غيرمستقيم روحيه و کشش روحي و رواني شان توسط معلمان است.
به عبارتي ديگر، يک مربي زماني مي تواند در امر تدريس موفق و توانا باشد که ضمن شناخت تمامي جنبه هاي رفتاري و اخلاقي و روحي شاگردانش، ارتباطي دوستانه و صميمي با آنها ايجاد کند.